ابو القاسم راز شيرازى
632
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
معنويّه در نفس و دل پديد آيد و موادّ فاسده ، غالب شود كه باعث انحراف مزاج طلب و ارادت به حقّ تعالى شود ، پس محتاج گردد به وجود طبيب حاذقى كه به ادويه و اغذيهء صالحهء معنويّه و صوريّه « 65 » ، تسكين موادّ فاسده ، و دفع امراض او نمايد ، تا به صحّت طلب و ارادت حقّ - جلّ و علا - برگردد . و اين امراض ، در بدايت طلب ، سالك را پديد آيد و چاره از طبيب معنوى نبود چنان كه امراض جسمانيّه را چاره از طبيب جسمانى نيست . وجه هفتم آنكه : بندهء سالك در طريق الهى ، به بعضى از مقامات روحانيّه رسد ، بعد از آنكه از آب و گل مجرّد شده و مظهر صفات كماليّهء الهيّه شود ، و انوار صفات روح اعظم بر او تجلّى نمايد ، و رسوم بشريّت مضمحل گردد ، و اثر جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ « 66 » در روح او به هم رسد ، و به سبب صفا و آيينهء دل ، مجلاى تجلّى روح اعظم شود ، و ذوق انا الحقّ و « سبحانى . . . » « 67 » در خود
--> ( 65 ) - مقصود از « اغذيهء صوريّه » ، التزام به قواعد شرعيّه و مناسك آن است . ( 66 ) - حقّ آمد و باطل نابود شد : سورهء 17 آيهء 81 ( 67 ) - اشاره به جملهء « سبحانى ما اعظم شأنى » است ؛ يعنى : منزّهم من ، چه بزرگ است شأن من ! : اين جمله ، يكى از شطحيّات بزرگان طريقت است ؛ و بنا به نقل جناب « شيخ روزبهان » ، از شطحيّات جناب « شيخ ابو يزيد بسطامى » است . جناب « شيخ روزبهان » ، در توجيه اين كلام چنين فرمايد : « بايزيد ، شطح سبحانى گويد معذورش دار كه سرّ تنزيه به جانش مباشر شد ؛ چون در رؤيت قدم افتاد ، قدس بقا در او آويخت ؛ اوصاف عبوديّت از او بگريخت . . . » : « شرح شطحيّات » : 89 توضيح براى اينكه سرّ بروز اينگونه كلمات از بزرگان اهل معرفت ، و معذوريّت ايشان تا حدّى معلوم شود ، به ناچار بايد بطور مختصر ، مراحلى را كه سالك راه حقّ از تَبَتّل ، تا مقاماتِ فنا * پايه پايه تا ملاقاتِ خدا « مثنوى معنوى » : دفتر سوم : 205 مىبايد طىّ كند ، بيان شود : اهل معرفت و تحقيق ، به اعتبار چهار مرحله مراتب وجود ، چهار توحيد اثبات كردهاند : -